میگفتم ،همیشه میگفتم، اگر نه همه چیزهای گفتنی را اما از آن بعضی گفتنی ها ، اندکی به یاد می ماند و همیشه در قلب آدمی جا خوش می کند.
رفتن تنها رفتن نیست،رفتن معناهای زیادی دارد ،با هر دلی که داشته باشی ، با هر پایی که داشته باشی ، با هر احساسی که داشته باشی ، با هر غمی که داشته باشی ،رفتن -رفتن است اما با همه ی معنی ها باید راهی داشته باشی به سوی منزلی -عزمی به سوی و من می روم و ...
...
پ ن 1: همین که هستی کافیست ؛دور از من ؛بدون من ؛چه فرقی می کند ؛همین که لباسهای ما زیر یک آفتاب خشک میشود ؛ کافیست .
پ ن 2:
مدام تکرار میکردم یادم باشد: وقتی آمدی راز بزرگی را به تو بگویم اما یادم نبود وقتی تو بیایی حواسم میرود
همینطوری نوشت :
وقتی نبودم
دلتنگیهایت را آرام تر بگو
یک وقت دیدی صدایت را
باد
نه خاک
به گوشم رساند و دلم ترک خورد
دل است دیگر
روی خاک
زیر خاک نمیشناسد
میشکند.